على زمانى قمشه اى
317
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
است ، نه آنكه خود ترتيبى را براساس محاسبهء طول سال تنظيم و ارائه كند . بهنظر مىرسد كه برقرارى كبيسههاى جلالى به آنگونه كه خازنى ذكر مىكند در قرون بعد متروك شده است ، زيرا با تأسيس رصدخانهء مراغه ( - زيج ايلخانى ) و اندازهگيرى طول دقيق سال شمسى ، و بدست آمدن ميزانى متفاوت با آنچه كه منجمان دورهء ملكشاه بدست آورده بودند ، ناچار تغييراتى در برقرارى كبيسههاى جلالى نيز پيش آمده است . در زيج ايلخانى دربارهء كبيسههاى گاهشمارى جلالى آمده است : « . . . پنچهء مسترقه در آخر اسفندارمذ ماه گيرند و به هر چهار سال يك روز كبيسه باشد و سال سيصد و شصت و شش روز شود و چون هفت بار يا هشت بار به چهار سال كبيسه افتد يكبار به پنج سال كبيسه افتد و معرفت اوايل سالها به استقراء معلوم شود » تعداد كبيسههاى رباعى پيش از برقرارى يك كبيسهء خماسى كه در تعريف مذكور هفت يا هشت بار ذكر شده با تعداد كبيسههاى رباعى بهگونهاى كه از قاعدهء خازنى بدست مىآيد ( پنج يا ششبار ) يكسان نيست . علاوه بر اين در جدول كبيسههاى نخستين دويست و نود و پنج سال گاهشمارى جلالى كه در زيج ايلخانى مضبوط است كبيسههاى خماسى پس از شش يا هفت بار كبيسهء رباعى ثبت شده است . ازسوىديگر در تعريف مذكور آمده است كه : « اوايل سالها به استقراء معلوم شود » درحالىكه ترتيب كبيسهها و مدخل سالهاى گاهشمارى جلالى در زمان تأليف زيج ايلخانى براى نزديك به يكصد سال آينده محاسبه و در جدول مدخل سال و جدول كبيسههاى جلالى ثبت شده است . تناقضهاى آشكارى كه تعريف مذكور با جدولهاى مدخل سال و كبيسههاى جلالى در همان زيج دارد ، اين تصور را پيش مىآورد كه تعريف شيوهء برقرارى كبيسههاى جلالى را خواجه نصير الدّين طوسى و يا يكى از منجمان